پرسشی بود از بچه ها (بویژه خانمها) ی کلاس:
به نظرتان دلیل این همه اجحاف بر زنان چه می تواند باشد؟
و پاسخهایی قابل پیش بینی گرفتن:
نگاههای عاقل اندر سفیه، نگاههای سرزنشگر و نگاههای زیادی تیزبین...
- حالا چی شده شما به فکر حقوق زنان افتادی؟
- ای ناقلا چی تو سرت میگذره؟
- شما به فکر حقوق خودت باش!
و جالبتر از همه نگاههای رقت بار همجنسان:
- زن ذلیل!
تجربه ی جالبی بود؛ در عمل دیدن هزارباره ی آنچه بدان ایمان دارم:
« اگر برده ای را خفته یافتید، بیدارش کنید، و با او از آزادی سخن بگویید.»
زیر لب گفتم: این هم مثل همیشه. گویا هنوز زاده نشده آنکه بخواهد...
نگاهی بهتر به موضوع بسیاری چیزها را روشن می کند:
تا وقتی برده ای خودش نخواهد، تلاش برای بیدار کردنش آب در هاون کوفتن است و در معرض اتهاماتی قرار گرفتن که سبکترین و ساده ترینشان در خطوط بالا ذکر شد.
وقتی از خانمی درباره ی طرح تعدیل ورود دختران به دانشگاهها می پرسی، اگر هزار نوع انگ و برچسب به پیشانی ات نزند، (بیش از ده بار با پاسخی از این دست روبرو شده ام) جوابش این است که: از اول همینطور بوده، ما چه می توانیم بکنیم؟ مجبوریم بیشتر درس بخوانیم تا در این رقابت نفس گیر غیر استاندارد علاوه بر پسران، دختران دیگر را هم کنار بزنیم و... تنازع بقا! چقدر این روزها یاد "باکسر" می افتم در رمان "مزرعه ی حیوانات "جورج اور ول" که در پاسخ به هر عامل محرکی می گفت: « من از فردا بیشتر کار خواهم کرد.»!
محض تنویر – و نه تشویش- اذهان عرض شود که: طرح تعدیل جنسیتی دانشگاهها دوباره از زیر ویرانه های جاهلیت به در آمده و در مجلس هفتم در حال بررسی است. طرحی که آشکار و بی دغدغه پای بر روی اصول سوم، بیستم، بیست و یکم و سی ام قانون اساسی می گذارد و می کند آنچه را در زمان جاهلیت می کردند. در صورت تصویب این طرح دختران – که در حال حاضر بیش از 65 درصد ورودی کنکور را به خود اختصاص داده اند- با سد بلندی به نام تعدیل جنسیتی و پذیرش 50 درصدی مواجه می شوند تا از حق مسلم خود در تحصیل نیز محروم شوند.
در توجیه طرح طالبانی مجلس گفته می شود که برای حفظ حریم مقدس خانواده و جلوگیری از فساد در دانشگاهها بوده و کسی نیست در برابر این تهمت آشکار فریاد کند که مگر زنانی که وارد دانشگاه می شوند فاسدند یا مروج فساد؟ ببخشید کدام خانواده؟ کدام فضای مقدس؟ کدام دانشگاه؟ خودتان هم می دانید که تمام اینها بهانه ای بیش نیست و تفکر طالبانی و نگاهی دون شان انسانیت به زن و حقوق مسلم او تنها دلیل ارائه و احیانا تصویب این طرح است.
منظور من از حقوق مسلم هیچ ارتباطی به پوشش و مواردی از این قبیل ندارد بلکه بر این باورم که هیچ کس به هیچ دستاویزی حق ندارد حقوق تصریح شده در قانون و شرع را از کس دیگری بگیرد. حال چه زن باشد که حقش ضایع شود و چه مرد!
ولی چه می توان کرد با مردمی که خود ستون زیر خیمه ی ستم می شوند و تا کسی مظلوم واقع شدن را سرنوشت و قسمت خودش نداند، هیچ ظالمی نخواهد توانست بر او ستم کند. گاهی فکر می کنم کاش جبران خلیل زنده بود که می شد برایش نامه ای نوشت و پرسید: شاید بتوان برده ای خفته را بیدار کرد و با او از آزادی سخن گفت، ولی با برده ای که خود را به خواب زده و در بیدار- خوابی توهم آلودش تازه رویا هم می بیند چه می توان کرد؟
انگشتم لابلای برگه های قرآن می گردد. آنجا را که از حقوق برابر زن و مرد و کرامت انسان و ... و ... و ... گفته است می گذرم و می رسم به آیه ای که لبخندی تلخ گوشه ی لب می کارد:
« هر آنکه در این جهان خود را به ندیدن زند، در آن جهان نیز کور برانگیخته خواهد... »
آیه 72 سوره اسرا |